X
تبلیغات
تقدیم به شما.....

تقدیم به شما.....

هرآنچه میخواهید..گر نبود بگویید...

گروه اینترنتی ایران ناز




+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 15:40  توسط میثم کاکادزفولی  | 

سوالات متداولی که از مهندسین کامپیوتر در جمع دوستان و آشنایان پرسیده می شود:

سوالات متداولی که از مهندسین کامپیوتر در جمع دوستان و آشنایان پرسیده می شود:


-این کامپیوتر ما ویروسی شده، چیکارش کنیم؟

- الان یه کامپیوتر توپ تو بازار چنده؟
- این پسر من همش پای بازی کامپیوتره، مشکلی پیش نمیاد؟
- فیل.تر شکن تازه چی اومده؟
- چطوری میشه پسورد یکی رو فهمید؟
- چطور میشه فهمید دخترم تو اینترنت چیکار می کنه؟
- این عکسای ما همش یهو پاک شده، بدبخت شدیم چیکار کنیم؟
- کامپیوتر من بالا نمیاد، چیکارش کنم؟
- کی میای پیش ما یه حالی به این کامپیوترمون بدی؟
- الان ویندوز چی خوبه؟
- چطوری میتونم سریع تایپ یاد بگیرم؟
- به نظر تو رم بیشتر تو سرعت بازی تأثیر داره یا سی پی یو یا کارت گرافیک؟
- بخوام کامپیوترم رو ارتقاء بدم چقد پام در میاد؟
- بخوام با کامپیوتر پول در بیارم چیکار کنم؟
- کلاس چی برم؟
- واسه این کامپیوتر ما مشتری سراغ نداری؟
- چرا من تو وصل کردن دوربین دیجیتالم به کامپیوترم مشکل دارم؟

قیمت اشتراک اینترنت چنده؟!
و بالاخره:
- یکم این پسر ما رو نصیحت کن درس بخونه!!!

نمی دونم  واحدهایی رو  که ما پاس کردیم، اینا کجاش بود؟

بچه ها از شماها چه سوالایی پرسیده میشه ؟(داخل نظرات بنویسید)
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 15:38  توسط میثم کاکادزفولی  | 

احمقانه ترین سوالات از مایکروسافت

احمقانه ترین سوالات از مایکروسافت

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده اند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند.

لیست احمقانه ترین سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده به شرح زیر است:

 کاربر: کامپیوتر می گوید هر کلیدی را (any keys) فشار دهید اما من نمی توانم دکمه any را روی کیبوردم پیدا کنم.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

کاربر: من نمی توانم کانال های تلویزیون را با مونیتورم عوض کنم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

کاربر: من با یک نفر در اینترنت آشنا شدم می توانید شماره تلفن او را برای من پیدا کنید.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------


کاربر: اینترنت من کار نمی کند؟
مشاور: مودم را وصل کرده اید ، همه سیم های کامپیوتر را چک کرده اید؟
کاربر: نه الان فقط مانیتور جلوی من است هنوز کامپیوتر و مودم را از جعبه در نیاورده ام!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 کاربر: پسر 14 ساله من برای کامپیوتر رمز گذاشته و حالا من نمی توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
کاربر: نه آن را به من نمی گوید چون با من لج کرده

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

مشاور: لطفا روی My Computer ،کلیک کنید.
کاربر: من فقط کامپیوتر خودم را دارم کامپیوتر شما پیش من نیست.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپای ویری است که روی دستگاهتان نصب شده(اسپای در انگلیسی به معنی جاسوس است)
کاربر: اسپای!؟ ببینم یعنی او می تواند از داخل مانیتور وقتی لباس عوض می کنم من را ببیند؟

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

کاربر: ماوس پد من سیم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نیست سیمی داشته باشد.
کاربر: پس چگونه می تواند ماوس را پیدا کند؟ یعنی وایرلس است؟

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

در یک مورد دیگر نیز مرکز مشاوره مایکروسافت در انگلیس لیستی از سوال های ابلهانه مشتریانش را اینگونه منتشر کرده است.

مرکز مشاوره: چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری: یک کامپیوتر سفید...

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟
مشتری : آره ولی اون واقعاً گیر کرده
مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم...
مشتری : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درایو... هنوز روی میزمه.. ببخشید...

---------------------------------------------------------------------------------------------------

مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام... من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و...
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!

----------------------------------------------------------------------------------------------------

مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اماکامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه...

------------------------------------------------------------------------------------------------------

مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خریده.
مرکز : و الآن F8 رو بزنین.
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته...

---------------------------------------------------------------------------------------------------

مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه.
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم.
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید.
مشتری : باشه.
مرکز : کیبورد با شما اومد؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه... اون یکی کار می کنه!

------------------------------------------------------------------------------------------------------

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------

یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید... Internet Explorer

--------------------------------------------------------------------------------------------------

مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!

---------------------------------------------------------------------------------------------------

مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟ مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر بدید


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 15:37  توسط میثم کاکادزفولی  | 

شعر طنز کامپیوتر

شعر طنز کامپیوتر

ای خدا Hard دلم Format مکن

Field من را خالی از برکت مکن


Option غم را خدایا On مکن

File اشکم را خدایا Run مکن


Delete کن شاخه های غصه را

سردی و افسردگی را ، هر سه را


Jumper شادی بیا تا Set کنیم

سیستم اندوه را Reset کنیم


نام تو Password درهای بهشت

آدرس Email و سایت سرنوشت


ای خدا روز ازل کد داشتی

موس بود اما مگر پد داشتی


که چنین طرح تری دی میزدی

طرح خود بر روی سی دی میزدی


تا نیفتد Bug در اندیشه مان

تا که ویروسی نگردد ریشه مان


ای خدا از بهر ما ایمن فرست

بهر دل های پرآتش Fan فرست


ای خدا حرف دلم با کی زنم؟

Help می خواهم که F1 می زنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت 22:24  توسط میثم کاکادزفولی  | 

جوک های خنده دار

جوک های خنده دار

من جديدا خيلي وحشتناک، چاق و زشت به نظر مي رسم...

لطفا يه چيز خوب به من بگو.
شوهر: بيناييت فوق العاده است عزيزم!

توصيه حيف نون به فرزندش: اگر به يکديگر احترام بگذاري، يکديگر نيز به تو احترام خواهند گذاشت!

بد‌ترين قسمت توالت فرنگي اينه که وقتي‌ سيفون رو مي کِشي، به جاي اين که اقدامي در رابطه با حذف عامل بيگانه بکنه، بعد از چرخ چرخ عباسي، صاف ذُل مي زنه تو چشات و مي گه: عمو! يه دور ديگه!
فرستنده: 09355449428

دوتا خانم داشتند با هم صحبت مي کردند. يکي شون که ازدواج کرده بوده به اون يکي مي گه: فکرش رو بکن، ديروز يکي توي فروشگاه من رو دوشيزه خانم صدا کرد!
اون يکي مي گه: خوب بابا حق داشته ديگه، اون فکر کرده آخه کي ممکنه تو رو گرفته باشه!

حيف نون با دوستش شب مي رن خونه يه آخونده مي خوابن. حيف نون به دوستش مي گه صبح واسه نماز بيدارم کن. صبح که دوستش بيدارش مي کنه، حيف نون به جاي کلاهش عمامه آخونده رو سرش مي ذاره مي ره دستشويي. توي آينه خودشو مي بينه، مي گه عجب خريه! گفتم منو بيدار کن، حاج آقا رو بيدار کرده!

عدم امنيت يعني: توي يه توالت باشي که فاصله سنگ توالتش تا در، بيش از 1 متر باشه، درش قفل نداشته باشه، و رو به بيرون باز بشه، همش بايد نيم خيز و آماده، مثل خط شروع دوي سرعت حالت بگيري!
فرستنده جوک: فري

تلگرافي به دست مرد رسيد که نوشته بود: "زنت مرده. خاکش کنيم يا بسوزونيم؟"
مرد جواب داد: "ريسک نکنيد. اول بسوزونيد و بعد خاکسترش رو خاک کنيد!"

حيف نون رو مي فرستند دنبال نخود سياه، پيداش مي کنه!

مادر: داري چي کار مي کني پسرم؟
پسر بچه 5 ساله: دارم واسه دوست دخترم نامه مي نويسم!
مادر: ولي تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نيستي!
پسر بچه 5 ساله: اون هم بلد نيست بخونه، اصلا تو چه مي فهمي عشق يعني چي؟

يه روز معلم به شاگرداش مي گه: بچه ها بيايد بريم براي اومدن بارون دعا کنيم.
بچه ها مي گن: دعاي ما که برآورده نمي شه!
معلم مي گه: چرا؟ دعاهاي شما برآورده مي شه!
بچه ها مي گن: اگه دعاي ما برآورده مي شد که تا الان شما صد بار مرده بودين!

حيف نون مي ره دکتر، مي گه آقاي دکتر! من فراموشي گرفته‌ام.
دکتر مي گه: چند وقته اين بيماري رو دارين؟
حيف نون مي گه: کدوم بيماري؟

بهترين راه براي اين که بفهميد پشت شلوارتان خاکي است، چيست؟
به پشت بام بلندترين و نزديکترين ساختمان رفته و خود را از قسمت تحتاني به پائين بياندازيد. بعد از برخورد با زمين اگر گرد و خاک بلند شد، پشتتان خاکيست!
فرستنده: نيلوفر

در عجبم از دختران که از خداي به اين بزرگي فقط يک شوهر مي خواهند و از شوهر به اين درماندگي همه ي دنيا را!

مناجات حيف نون: خدايا! تو که با 50 تومان، 70 نوع بلا رو رفع مي کني، چه قدر مي گيري کلا بي خيال ما بشي؟!
فرستنده: mamadi

مربي مهد کودک: کسري جان شمردن بلدي؟
کسري: آره! داييم يادم داده!
مربي : آفرين به تو پسر خوشگل و داييت! خوب حالا بگو ببينم، بعد از پنج چيه؟
کسري: شيش!
مربي: آفرين عزيزم، حالا بگو بعد از هفت چيه؟
کسري: هشت!
مربي : آفرين! حالا بگو بعد از ده چيه؟
کسري : سرباز !

غضنفر مي ره حرم امام رضا، نامه مي نويسه: "يا امام رضا! به من ماشين بده، خونه بده، پول و ثروت بده، بچه هام رو سر و سامون بده، بعد بميرم!" از حرم که مي ره بيرون، تصادف مي کنه مي گه: يا امام رضا! داري نامه رو از آخر مي خوني!


ما ايراني ها اولين کساني هستيم که کشف کرديم باطري قلمي با ضربه شارژ مي شه. زماني که باتري کنترل دستگاهي ضعيف مي شه و کار نمي کنه تق و تق مي زنيم روش تا مجبور بشه کار کنه!

مي گن هر نخ سيگار 3 دقيقه از عمر آدم کم مي کنه!
همچنين ثابت شده اگه از چيزي لذت ببري 5 دقيقه به عمر آدم اضافه مي شه!
نتيجه: سيگارتون رو با لذت بکشيد تا 2 دقيقه به ازاي هر نخ سيگار به عمرتون اضافه بشه!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 14:55  توسط میثم کاکادزفولی  | 

معنی جملات و حرف های مهندسان!!!

معنی جملات و حرف های مهندسان!!!


۱- این بستگى دارد به ……

یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!


۲- این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد.
یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!


۳- نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است.
یعنى: دستگاه کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!

۴- کاملا انجام شده
یعنى: راجع به ۱۰ درصد کار تنها برنامه ریزى شده !


۵- ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم.
یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!


۶- پروژه بدلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است.
یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!


۷- ما پیشگویى مى کنیم…..
یعنى: ۹۰ درصد احتمال خطا مى رود!


۸- این موضوع در مدارک علمى تعریف نشده.
یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!


۹- پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند.
یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها ست!


۱۰- تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد.
یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!


۱۱ – کل کوشش ما براى اینست که مشترى راضى شود.
یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!


۱۲- تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است.
یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!


۱۳- روى چند انتخاب بطور همزمان در حال کار هستیم.
یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!


۱۴- تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم.
یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!


۱۵- حالا ما آماده ایم صحبتهاى شما را بشنویم.
یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!


۱۶- بعلت اهمیت تئورى و عملى این موضوع ……
یعنى: بعلت علاقه من به این موضوع!


۱۷- سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند.
یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!


۱۸- بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود.
یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!


۱۹- ثابت شده که ….
یعنى: من فکر مى کنم که …..!


۲۰- این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است.
یعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!


۲۱- در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد.
یعنى: ازجزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!


۲۲ – ما شما را میفهمیم.
یعنی: ما خر نیستیم…

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 14:39  توسط میثم کاکادزفولی  | 

جملات کوتاه پر معنا

جملات کوتاه پر معنا


رفتن هم حرف عجیبی است ، شبیه اشتباه آمدن است !

....
چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم ، یک صحرا گذشته است !
........
از این آمد و رفت های مکرر دلم گرفته ! یا نیا ، یا نرو !
....
چهار فصل کامل نیست ! هوای تو ، هوای دیگریست
........
گاهی برای کشـیدنِ فـریـاد هـزاران پیکـاســو هـم کـافـی نیسـت..
............
سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس
چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟
......
این قرآر آخر اسـ ــت ! دیـگـ ـر بی قرارت نمی شوم ...!
...
هنر عاشقی من این بود که بی تو با تو بودم !!
........
سالها بعد چنین میگویند:
عشق سرگرمی ایام فراغت بوده است..
......
چقدر دورتر از احساسم ایستاده ای
آنجا که تو ایستاده ای
صدای مرا هم نمی شنوی
چه برسد به دلتنگی..
...........
تصمیم گرفتم آنقدر كمیاب شوم تا دلی برایم تنگ شود.
ولی افسوس فراموش شدم...
.................
میانـه عاشقـــانه هایم قـــدم نزن
اینـجـــا این نوشـــته ها ، آنـقــــدر بارانی انـــد
که می ترســم تمــــام لحظه های ت خیــســــ شونـــد...!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 14:35  توسط میثم کاکادزفولی  | 

اولین انسانی که قدم در ماه گذاشت در گذشت

نیل آرمسترانگ مهندسی که با قدم گذاشتن به ماه به یک چهره جهانی تبدیل شد در 82 سالگی بر اثر یک جراحی قلبی درگذشت. براساس بیانیه صادر شده از سوی خانواده نیل آرمسترانگ، این فضانورد به عنوان اولین انسانی که قدم در ماه گذاشت در پی یک جراحی قلبی فوت کرده است . رمسترانگ فرماندگی فضاپیمای آپولو 11 را برعهده داشت که روز 20 ژانویه سال 1969 که یکی از باشهامت ترین اکتشافهای علمی قرن بیستم را انجام داد، نخستین کلمات وی پس از آنکه به عنوان اولین انسان قدم در سطح ماه گذاشت در خاطر بسیاری از افرادی که به طور زنده این برنامه را نگاه می کردند مانده است. وی گفت :

 این گامی کوچک برای یک انسان و جهشی بزرگ برای بشریت استhttp://inn.ir/Images/News/Larg_Pic/5-6-1391/IMAGE634815873603369141.jpg



+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1391ساعت 16:44  توسط میثم کاکادزفولی  | 

جوک 91جدید

جوک 91جدید


مغازه رفیقم وایساده بودم !!!

دختره اومد گفت :
آقا مودم “وای وای” دارین ؟؟؟
رفیقم گفت نه ولی مودم “وای فـــــــای” داریم بدم خدمتتون
دختره گفت : مرسی ، ممنونم و رفت !!!
به همیــــــــــــــــــــــــــن برکت قسم !!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


خصوصیات فیلم های ایرانی :

۱. اول فیلم رو ببینی آخرش مشخصه !

۲. امکان نداره تو فیلم دو نفر عاشق هم نشن !

۳. صحنه های تصادف رو نمی بینی فقط صداش میاد !

۴. زنهای تو فیلم با یه استفراق حامله میشن !!


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مشترک گرامی بخش اس ام اس شما فعال است

لطفا خسیس نباشید و به دوستان خود اس ام اس بزنید !

اس ام اس سركاري 1713,اس ام اس سركاري،اس ام اس جديد 1713

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


حیف نون می ره عیادت مادرزنش. می پرسه “بهتری؟”

مادرزنش می گه: “تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد می کنه…”

حیف نون می گه: “انشاالله اون هم قطع می شه!”


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده ؟

میگم : تو رژیمم …

میگه رژیم لاغری ؟!

میگم پَ نه پَ رژیم صهیونیستی


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ممکنه ما گلی رو دیر یاد کنیم ، اما محاله عطر خوشش رو از فضای دلمون پاک کنیم . . .



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قانون شماره 258545456 نيوتن

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قانون بیست و هفتم نیوتن: وقتی می‌ری دستشویی، منتظر جاذبه زمین نباش، زور بزن!


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طبقه بالایی داره توی خونه گل کوچیک بازی میکنه ، رفتم درشونو زدم میگه صدای ما اذیتتون میکنه ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم بگم مواظب باشید بازیکن دو اخطاره توی زمین نفرستید که بعدا گندش دربیاد !


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻋﺠﺐ ﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺎﺩ ، ﻫﻮﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻨﮏ ﺷﺪﻩ ”!

.

.
ﻣﻘﺪﻣﻪ ﭼﯿﻨﯽ ﭘﺪﺭﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻮﻟﺮ !!!


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اتاقم عکس یه شیر چسپوندم که آهو تو دهنشه،دختر خالم حرفی واسه گفتن نداره میگه: خود شیره کشتتش؟گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ موتوریه زده فرار کرده،گردن آهو اوخ شده،شیره داره میبوسه جاش خوب شه!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کلاغه به روباهه میگه:گفتی آواز بخون که پنیر از دهنم بیافته؟ روباهه میگه:پـَـَـ نَ پـَـَــــ می خواستم واسه آکادمی موسیقی گوگوش ازت تست بگیرم


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



پسر بچه از ته کلاس میاد جلو به معلمش می گه: خانوم، حاضرین با من ازدواج کنین؟ معلم می گه برو بگیر بشین، من حوصله بچه ندارم. پسر می گه: خب اشکالی نداره پیشگیری می کنیم!


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


خسیسه به زنش میگه امروز جون یه نفر رو نجات دادم

زنش میگه مگه چیکار کردی ؟

میگه به ١ فقیر ده هزار تومان دادم دیدم داره از خوشحالی میمیره ازش گرفتم !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


غضنفرميره سيرك ميگه ميخوام استخدام بشم!
ميگن چه كارى بلدى؟
ميگه بلدم اداى كلاغ رو در بيارم!
ميگن اونو كه مام بلديم:قار قــار...!بفرما بيرون...
غضنفر هم پـــ ـــرواز ميكنــه و ميــره..!:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



شوهر خالم پاش شکسته بود باموتور رفتن گچ پاشو باز کنن برگشتنی میخورن زمین اون یکی پاش میشکنه!
مارو میگی:)
شوهرخالم:|
دکتر:|
فک و فامیله داریم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


رفتیم چین گارسون دو تا چوب آورده.
دوستم میگه :یعنی باید با اینا غذا بخورم؟
گارسونه برگشت گفت : چه نه چه،چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ چوشولانگ بیگ دانگ!
من :|
دوستم :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


يه دوست داشتم اسمش شاهين بود.يه بار معلم ازش پرسيد:ميدوني شاهين يعني چي؟
اونم گفت:آره يعني عقاب!!
من:-))
بقيه:!:-)
معلم:=-|

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کاش میشد بی کسی را چاره کرد / دفتر دلواپسی را پاره کرد
یک سحر زلف تورا در خواب خوش / با نوازش های باران شانه کرد
در پس دیوار این شهر عجیب / در کنارت عاشقانه خانه کرد
کاش میشد دست در دست تو داد / دیده با اهل جهان بیگانه کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


غضنفر میره کولر بخره، یارو میگه کولر آبی میخوای؟ میگه: فرقی نمیکنه، قرمز بده.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تا حالا دقت کردین وقتی هنوز یه سالت نشده پدر مادرت هی میگن بگو بابا.. بگو مامان
الان میگی مامان…. میگه زهر مارو مامان !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هیچی به این اندازه اینکه، به مادر یه دختر بگی،
من فکر کردم شما خواهر بزرگشی، یه مادر رو خوشحال نمیکنه !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

داریم خانوادگی فیلم "خداحافظ بچه" رو نگاه میکنیم
بابام با جدیت تمام میگه: جدیدا چقدر بچه گرفتن سخت شده قدیما اصلا اینطور نبود خانوم یادته چه راحت علی رو از شیرخوارگاه گرفتیم؟؟؟
- منو میگی :| :s :'((((
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


صف ایرانیا گوگل رو واسه جستجو مطالب مورد نظرشون استفاده می کنن !
نصف دیگه هم واسه اینکه ببینن اینترنتشون وصله یا نه !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


دقت کردین بهترین ایده هارو برای دیگرون داریم و برای خودمون عملا هیچی؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ميــــدونـــي سكته مغــزي فقط در صورتي رخ ميدهد كه مغـــــز وجود داشته باشــــه.....واقعا خوش به حالت


نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1391ساعت 19:0  توسط میثم کاکادزفولی  | 

تصاویر طنز 1

سرباز گرسنه

http://www.askdin.com/gallery/images/2609/1_pic-_28377_29_1_.jpg





تخم مرغ


http://www.web.iran-forum.ir/uploads/posts/2011-02/1296615731_interesting-and-spectacular-pictures-of-fruits-9.jpg






انواع گره جیب شلوار

http://axgig.com/images/52936202046491126518.jpg






 توپ از خط دروازه عبور نکرده و کمک داور به درستی قضاوت کرده است!(ایران وانگلیس)









بار مجازhttp://www.4khouneh.ir/wp-content/uploads/Jaleb.jpg







بدون شرح
http://www.behgar.net/wp-content/uploads/2012/01/4427.jpg

stel 300x227 تصاویر خنده دار



0 203x300 تصاویر خنده دار



1 015324 300x225 تصاویر خنده دار

kahesh tasadofat 300x282 تصاویر خنده دار









+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1391ساعت 18:19  توسط میثم کاکادزفولی  | 

طنز مقایسه ایی زن

طنز مقایسه ایی زن

1-اگر یک زن سیگار بکشد:

در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:
در امریکا به او می گویند : فمنیست
در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
3-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :
در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:
در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!
5-زنان:
در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و … تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و …. به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!
6- مادر:
در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.
7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند
8-یک دختر 18 ساله:
در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!
9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره
در امریکا:Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!
10-زنی به شوهرش خیانت کرد….
در امریکا: طلاق ….
در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی…..
در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1391ساعت 17:50  توسط میثم کاکادزفولی  | 

سیندرلا-طنز

سیندرلا


یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بی پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگله سیندرلا بود که بلا نسبت دخترای امروزی، روم به دیوار روم به دیوار ، گلاب به روتون خیلی خوشگل بود . سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کار بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ( همون صغرا خانم خودمون ) .

خلاصه الهی بمیرم برای ای دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود . .... القصه ، یه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشی زیر دلش زده بود ، خر شد و تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن می خوام ..... مامانش : تو غلط می کنی پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنت چیه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه ی گل پرپر می شم .....مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی

مزدوج شی؟ ....... شاهزاده : هنوز نمی دونم ولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم ......
مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تا یه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم . خلاصه شاهزاده دیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کرده و امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترای شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمی فهمی ، برای اینکه مهریه بهش ندی، پس آخه تو کی می خوای آدم بشی ؟
روز مهمونی فرا رسید ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت شده بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند
مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا ، وای چی بگم براتون شده بود یه تیکه ماه ، اصلا" ماه کیلویی چنده ، شده بود ونوس شایدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبیه چی شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا کنار شومینه نشست و قهوه ی تلخ نوشید و آه کشید و اشک ریخت . یهو دید یه فرشته ی تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با یه دماغ سلطنتی و چشمای لوچ جلوی روش ظاهر شد ....سیندرلا گفت : سلام....... فرشته : گیریم علیک . حالا آبغوره می گیری واسه من ؟ ...... سیندرلا : نه واسه خودم می گیرم .......فرشته : بیجا می کنی ، پاشو ببینم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ......
سیندرلا : آرزو می کنم که به مهمونیه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک ، کی جلوی راهتو گرفته دختره ی پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سیندرلا : چشم میرم ، خداحافظ ...... فرشته :
خداحافظ .... سیندرلا پا شد ، می خواست راه بیفته . زنگ زد به آژانس ، ولی آژانس ماشین نداشت . زنگ زد به تاکسی تلفنی ولی اونجا هم ماشین نبود . زنگ زد پیک موتوری گفت : آقا موتور دارید؟ یارو گفت : نه نداریم. سیندرلا نا امید گوشی رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هی میگی برو برو ، آخه من چه جوری برم؟ فرشته گفت : ای به خشکی شانس ، یه امشب می خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبیا ببینم چه مرگته !!!! بلاخره یه خاکی تو سرمون می ریزیم . با هم رفتند تو انباری ، اونجا یدونه کدو حلوایی بود ، فرشته گفت بیا سوار این شو برو ، سیندرلا گفت : این بی کلاسه ، من آبروم می ره اگه سوار این بشم . فرشته گفت : خوب پس بیا سوار من شو !!! سیندرلا گفت : یه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت می خوره؟ .... فرشته : بعله می خوره .....سیندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگریش و رو هوا چرخوند و کوبید فرق سر آناناس و گفت : یالا یالا تبدیل شو به پرشیا. بیچاره آناناس که ضربه مغزی
شده بود از ترسش تبدیل شد به یه پرشیای نقره ای. فرشته به سیندرلا گفت : رانندگی بلدی؟ گواهینامه داری؟....... سیندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بمیری تو ، چرا نداری؟..... سیندرلا : شهرک آزمایش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : ای خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ی یه سوسک بدبخت که رو دیوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشیا نگاه می کرد . سوسکه تبدیل شد به یه پسر بدقیافه ، مثل پسرای امروزی . سیندرلا گفت : من با این ته دیگ سوخته جایی نمیرم.....فرشته : چرا نمیری؟........
سیندرلا : آبروم می ره....... فرشته : همینه که هست ، نمی تونم که رت باتلر رو برات بیارم ....... سیندرلا : پس حداقل به این گاگول بگو یه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختی بود حرکت کردند سمت خونه ی پادشاه. وقتی رسیدند اونجا دیدیند وای چه خبره !!!!!
ش***ا اومده بود اونجا داشت آواز می خوند ، جنیفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تیلیت می کرد .
زری و پری هم جوگیر شده بودند و داشتند تکنو می زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه می رفت (آخه بی چاره صغرا خانم از بی شوهری کپک زده بود ) خلاصه تو این هاگیر واگیر شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه صد دل عاشقش شد . سیندرلا هم که دید تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ی ملوسم منو می گیری ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سیندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالی
که چشماش از خوشحالی برق می زد گفت : آره می گیرمت ، من همیشه آرزو داشتم شماره ی پای زنم 37 باشه. خلاصه عزیزان من شاهزاده سیندرلا رو در آغوش کشید و به مهمونا گفت : ای ملت همیشه آن لاین ، من و سیندرلا می خواهیم با هم ازدواج کنیم ، به هیچ خری هم ربط نداره .
همه گفتند مبارکه و بعد هم یک صدا خوندند : گل به سر عروس یالا ... داماد و ببوس یالا ...
سیندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسید و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهای سال به کوریه چشم زری و پری و صغرا خانم ، به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند و شونصد تا بچه به دنیا آوردند

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1391ساعت 17:39  توسط میثم کاکادزفولی  | 

تصاویر جالب(خصای دید)

                                     تصاویر خطای دید



1)عکس ثابت در حال حرکت



2)تصویر موج موجی میشه





3)تصویر در حال چرخش؟ نه این طور نیست.......









4)تصویر جالب











5)سه تا یا چهارتا











6)خطای دید فوق العاده جالب


Khataye Did خطای دید فوق العاده جالب در یک عکس

۱ -در صورتیکه حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنها یک رنگ را می بینید – صورتی!

۲- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط دایره قرار دارد خیره شوید . نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.

۳- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهد شد….











7)پسر متفکر یا صورت زیبا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 17:27  توسط میثم کاکادزفولی  | 

جوک سری 1(دزفولی)

جوک های دزفولی


دزفولیه نذر می کنه اگه دانشگاه قبول بشه مادرشو پیاده بفرسته کربلا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دزفولیه داشته نوار روضه گوش ميداده ميزنه آخر نوار ببينه شام ميدن يا نه

دزفولیه موز میخوره پوستشو میذاره لای کتاب واسه یادگاری

دزفولیه آب معدني ميخره به زنش ميگه:زونه کتی آوو بهش اضافه كن خيلي غليظه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه دزفولیه یک خوشه انگوررا به خونه برد و به زن و فرزنداش هرکدام یه دونه داد. بچه ها گفتن: بابا پَ اَچه یَه دونَه؟ مرد جواب داد: عزیزونُم! بقیه اش هم همین مِزَنَ بدِهِن.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دزفولیه خونش آتيش ميگيره ، اس ام اس ميده آتش نشاني ميگه به اين شماره اي که افتاده زنگ بزنين تا آدرسمو بدم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بلیطای دزفیل از ۲۰ تومن به ۱۰ تومن کاهش پیدا می کنه دزفیلیا اعتراض می کنن ازشون میپرسن واسه چی اعتراض کردین می گن چون قبلا که پیاده می رفتیم ۲۰ تومن به نفعمون بوداماحالا ۱۰ تومن به نفعمون.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يه دزفولیه  رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه مي*كردن!
قاضي بهش مي*گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد!
يهو يكي از افراد از پشت دادگاه داد مي*زنه: اي كثافت بي شرف!
دوباره قاضي مي*گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستيد!
دوباره اون فرد مي*گه: اي آشغال كثيف!
قاضيهاين دفعه ديگه عصباني مي*شه و مي*گه: آقاي محترم مي*دونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اينحرفاي رکيک بزنين ناچار مي*شم كه از دادگاه اخراجتون كنم!
طرف مي*گه:مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله* كه همسايه*پاينم و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم، گفته كه ماچكش نداريم!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 0:27  توسط میثم کاکادزفولی  | 

تا بحال به این جملات فکر کرده اید؟

 پر معنی ترین کلمه "ما" است...آن را بکار ببند.
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه "تنفر" است...از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه "هوس" است...بآ آن بازی نکن.
خود خواهانه ترین کلمه "من" است...از ان حذر کن.
ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.
بازدارترین کلمه "ترس" است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترین کلمه "کار" است... به آن بپرداز.
پوچ ترین کلمه "طمع" است... آن را بکش.
سازنده ترین کلمه "صبر" است... برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه "حسرت" است... آن را نخور.
تواناترین کلمه "دانش" است... آن را فراگیر.
محکم ترین کلمه "پشتکار" است...آن را داشته باش.
سمی ترین کلمه "غرور" است... بشکنش.
سست ترین کلمه "شانس" است... به امید آن نباش.
شایع ترین کلمه "شهرت" است... دنبالش نرو.
لطیف ترین کلمه "لبخند" است...آن را حفظ کن.
حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت" است... از آن فاصله بگیر.
ضروری ترین کلمه "تفاهم" است... آن را ایجاد کن.
سالم ترین کلمه "سلامتی" است... به آن اهمیت بده.
اصلی ترین کلمه "اطمینان" است... به آن اعتماد کن.
بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است... مراقب آن باش.
دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است... از آن سوءاستفاده نکن.
زیباترین کلمه "راستی" است... با ان روراست باش.
زشت ترین کلمه "دورویی" است... یک رنگ باش.
ویرانگرترین کلمه "تمسخر" است... دوست داری با تو چنین کنند؟
موقرترین کلمه "احترام" است... برایش ارزش قایل شو.
آرام ترین کلمه "آرامش" است... به آن برس.
عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است... حواست را جمع کن.
دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت" است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.
سخت ترین کلمه "غیرممکن" است... وجود ندارد.
مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاریک ترین کلمه "نادانی" است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترین کلمه "اضطراب" است...آن را نادیده بگیر.
صبورترین کلمه "انتظار" است... منتظرش باش.
بی ارزش ترین کلمه "انتقام" است... بگذاروبگذر.
ارزشمندترین کلمه "بخشش" است... سعی خود را بکن.
قشنگ ترین کلمه "خوشروئی" است... راز زیبائی در آن نهفته است.
تمیزترین کلمه "پاکیزگی" است... اصلا سخت نیست.
رساترین کلمه "وفاداری" است... سر عهدت بمان.
تنهاترین کلمه "گوشه گیری" است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.
محرک ترین کلمه "هدفمندی" است... زندگی بدون هدف روی آب است.

و هدفمندترین کلمه "موفقیت" است... پس پیش به سوی آن

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 16:11  توسط میثم کاکادزفولی  |